خرید بک لینک

قهرمان:

1 لقب و مدالی است فرهنگی که هر ملتی متناسب با ارزشهای خود به شخص یا اشخاصی نسبت می دهد. صرف نظر از ارزش های قومی و قبیله ای که می تواند از مکانی به مکان دیگر تغییر یافته و در گردش ایام نیز دستخوش تزلزل گردد، تمامی آنها وجوح مشترکی دارند:

  • قهرمان، شخصیتی موجه دارد

شخصیت قهرمان، دست آویزی است که حتی دشمنان وی برای فریب افکار عمومی و تظاهر به نیکی، بدان متوصل می شوند.

  •  قهرمان، به خودش تعلق ندارد

از آنجا که محبوبیت قهرمان، او را در کانون چشم ها قرار داده است، پرداختن به امور ساده زندگی، ارتکاب به خطاهای روزمره انسانی که جزو لاینفک زندگی هر شهروندی محسوب می شود، از او پذیرفته نیست و لذا جامه ای آهنین و زمخت همواره بر پیکر او پوشانده شده که حرکت را برایش سخت می کند.

  • قهرمان، عمر مفید دارد

با توجه به آنکه قهرمان هر داستانی، عمل و یا اعمالی جامعه پسند را از خود بروز داده و بر ارزش های آن جامعه صحه گذاشته است، با پایان جریان های فکری و ته نشینی ارزش های وابسه به آن جریان، نه تنها مدال افتخار از قهرمانان باز پس گرفته می شود، بلکه بعضا انگ ضد قهرمانی نیز به آنها زده خواهد شد.

آنچه عنوان شد، پیش درآمدی است بر نقد فیلم "قهرمان" 1 1 از اصغر 1.

پیش از هر چیز و قبل از واکاوی لایه های پنهان "قهرمان" خاطر نشان می کنم، سینمای فرهادی را با نگاهی به خط مشی فکری او دنبال کنیم. دل مشغله های فرهادی و آنچه برای وی مساله می باشد، متاثر از چالش های پیش روی "انسان امروزی" است، فارغ از مرزهای جغرافیایی، مذهبی و سیاسی. هرچند بیشتر آثار او پیرامون داستان های ساده شخصیت های ایرانی پایه ریزی شده است، اما بازخوردهای جوامع شرقی و غربی به آثار فرهادی به وضوح تبیین کننده این واقعیت است که معضلات انسان امروزی به فرهنگ های بومی و سیاست های داخلی محدود نمی باشد. 

    • پیش درآمد

آثار فرهادی، بر خلاف فیلم های عامه پسند امروزی که دوربین به دنبال شخصیت های داستان می گردد تا روایتی ساده را در مسیر محتوای سطحی فیلم بازگو نماید، شاکله ای کاملا خط کشی شده با بخش های منفک دارد که همانند مقالات علمی-پژوهشی از بخش های معنا داری برخوردار می باشد. بخش هایی نظیر "خلاصه" ، "مقدمه" ، "شرح تفضیلی" و بخش "نتیجه گیری" که معمولا برای حصول شناخت بر پایه تعدد برداشت های فردی، بر دوش تماشاگران قرار می گیرد.

فرهادی، با ظرافت و هوشمندی در سکانس های ابتدایی آثارش، خلاصه ای از پیام مفهومی و یا لا اقل، محوریت فکری فیلم را معرفی و نمایش می دهد. انتخاب فضایی برای جانمایی دوربین و تخصیص تارگت های خاص و نمادین از ترفند هایی است که او برای بیان "خلاصه" ، "محوریت فکری" و یا "پیش درآمدی بر موضوع" به کار می گیرد. جانمایی دوربین درون صندوق صدقات، جایی که تارگت دوربین بر روی دریچه ورود پول قرار گرفته است در سکانس آغازین "درباره الی" تمام فضای سینما را متاثر از ظلمات درون صندوق، تاریک کرده و چشم امید تماشاگران تنها به کور سویی است که آن هم با ورود پول به درون صندوق، به سیاهی بدل می شود. در آنجا است که تاریکی صندوق صدقات با تاریکی درون تونل تلفیق شده و نوری که انتهای تونل را روشن کرده است، در مرکز پرده نمایش ظاهر شده و به زیبایی، مفهومی عمیق را القا می کند!

"همیشه پرداختن به اعمال تمسک جویانه و تکیه بر باورهای سنتی و مذهبی تورا به نور نخواهد رساند و همیشه وجود روشنایی در دوردست به مفهوم خروج از تاریکی نیست!"

و این پیش درآمدی بود با طراحی دقیق و مهندسیِ هنر که تبیین کننده محوریت فکری در "درباره الی" است.

در جایی دیگر و با شروع سکانس های ابتدایی "فروشنده"، ساختمانی را می بینیم که مستعد فروپاشی است و ساکنین آن در تکاپوی خروج و نجات از آوار احتمالی، پله ها را بالا و پایین می روند. اندکی بعد، با نمایش "بیل های مکانیکی" در مجاورت ساختمان، کاشف به عمل می آید که گود برداری غیر قانونی، توان ایستادگی را از ساختمان داستان بریده و شکافی عمیق بر دیوار اتاق خواب ایجاد کرده است. شکافی که اتفاقا، مسیرش را از سقف شروع نموده و درست در بالای تخت خواب، جا خوش کرده است! فرهادی، باز هم با هوشمندی، از نمادهای واضح و شفاف تاریخ سینما برای بیان پیش درآمد داستانش استفاده نمود. "بیل مکانیکی" که گویی پا به پای تاریخ سینما، مسیر خود را با ثبات قدم طی نموده است، همواره نمادی استوار از "توسعه اقتصادی"، "مدرنیته" و گاها "ابزار فشار ایدئولوزیک" بوده است که رد پای آن در نمونه های بی شماری از آثار سینمایی جهان به وضوح دیده می شود.

"رشد و توسعه اقتصادی، همواره منجر به حصول آرامش نخواهد شد و بیشترین تبعات آن متوجه کانون خانواده (بستر) بالاخص در طبقات میانی خواهد شد! "

آنچه عنوان شد به وضوح نشان می دهد که نمی توان از سکانس های آغازین "قهرمان" به راحتی چشم پوشی نمود. "پیش درآمدی" واضح با کادر بندی و طراحی هنرمندانه میزانسن های دقیق، نشان از خلق اثری دیگر در بلندای قله های افتخار سینمای ایران دارد. "رحیم سلطانی"، نام قهرمان فرهادی است. مگر می توان "سلطان" بود و "رحیم" نبود؟! قهرمان داستان، به ذات قهرمان است، حتی اگر تمامی ارزش ها دگرگون شود. در ابتدای فیلم، رحیم را می بینیم که از میله های زندان گذشته و با پای پیاده مسیری سخت را طی می کند. از حصار های کوچک و بزرگی عبور کرده، تپه ای را بالا و خاکریزی را پایین می رود. اندکی بعد، چشم تماشاگر از "رحیم" در نواحی تحتانی پرده سینما به بلندای کتیبه ای باستانی بر سینه کوهی استوار کشیده می شود. داربستی موزون، پهنه کوه را محاط کرده است. مردمانی را می بینیم که پایه های فرهنگی تمدنی چند هزار ساله را مرمت می کنند! قهرمان داستان، با سینه ای مملو از دود سیگار و گام هایی خسته از مسیری نا هموار، از گهواره تمدن و مهد ارزش هایی باستانی بالا می رود. در جایی که اولین بار "نیکی" را به قامت "پندار، کردار و گفتار" نشانده اند، زبان به تشریح مقوله ای باز می کند که گویی در تضاد با شالوده فضایی است که در آن قرار گرفته است. به ناچار و به حکم تسلیم، از آنچه بالا رفته است، پایین می آید. اما...اما او نمی داند که در این سرزمین، ارزش ها را مرمت می کنند! اینجا شیراز است. مهد تمدن، فرهنگ و ارزش های انسانی.

"ارزش هایی که به روایت فرهادی، متاثر از زمان و مکان، مرمت و بازسازی می شوند. چه بی گناه، قهرمانی که در این آبادیِ ویران، جامه ارزش بر تن می کند"

با توجه به مشغله کاری، در روز های آتی به تدوین ادامه مطلب خواهم پرداخت...میثم

برچسب: نویسنده: کسری اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 27 آذر 1401 ساعت: 19:11

صفحه بندی